با رنگ زرد می نویسم ...
نوشته هایی که به رنگ روزند ...
و بوی خاکستر می دهند ...
دلم خیلی چیزا می خواست ...
اما یه تو گوشی اساسی که از زندگی خوردم ...
فهمیدم ...دلم گه خورد ...دلم غلط کرد ...
حالا دلم خفه خون گرفته ...
جز اندکی ارامش ...انکی سکوت ... اندکی نجابت ... اندکی صداقت ...
هیچ چیز نمی خواهد ...
زرد نوشتم ... چون صدایی در گوشم زمزمه کنان می گوید :
زرد رنگ ن ف ر ت است ...
هرگز تو را نخواهم بخشید ...!
ه ر گ ز ...!!!
+
نوشته شده در توسط سگ ولگرد